شک میکنم به آسمون پشت در باز قفس

خواهش میکنم نظر خصوصی نذارین

از این به بعد نخونده پاکش میکنم

 

بودنم را هیچ کس باور نداشت


            هیچکس کاری به کار من نداشت


                       بنویسید بعد مرگم روی سنگ


                                    با خطوطی نرم زیبا و قشنگ


                                                   آنکه خوابیده در این گور سرد


                                                              بودنش را هیچ کس باور نکرد

 

خوش اومدی  ... راحت باش دیگه کسی نیست

 

ما دو تا    

قالب وبلاگمو هرکی خواست بگه بدمش


برچسب‌ها: روزگار تلخ, عاشقانه, عشق, وبلاگ عاشقانه, شعرهای عاشقانه
| یکشنبه 26 آذر1391|7:18 بعد از ظهر | ąℳįŘ ⒪③ ⒪ |
ﺑﺮﮔﺮﺩ ﻭ ﺑﮕﻮ ﺩﻭﺳﺘـﺖ ﺩﺍﺭم
.
 .
 .
 .
 .

.

.

.

 .
ﺗﺎ ﺑﺎ ﭘﺸــــﺖ ﺩﺳﺖ ﭼﻨﺎﻥ ﺑــــﺮ ﺩﻫﺎﻧﺖ ﺑﮑﻮﺑﻢﺗﺎ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﯾـﮏ ﺩﻧﺪﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ

ﮔــــــــــﻮﺭﺑـﺒـــﺮﯼﭼﻪ ﺑﺮﺳﺪ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻭ ﯾﮏ ﻋﺸﻖ ﺣﻘﯿﻘﯽ,ﻭﺍﻻ کصافت ﺭﻓﺘﻪ

ﻫﻤﻪ غلطاﺷﻮ ﮐﺮﺩﻩ ﺣﺎﻻ ﯾﺎﺩﻩ ما افتاده....

| جمعه 7 آذر1393|3:23 بعد از ظهر | ąℳįŘ ⒪③ ⒪ |
روزگار تلخ


برچسب‌ها: روزگار تلخ, عاشقانه, عشق, وبلاگ عاشقانه, شعرهای عاشقانه
| پنجشنبه 29 آبان1393|0:33 قبل از ظهر | ąℳįŘ ⒪③ ⒪ |

ترانه و آهنگ : یاس

تقدیم به مرتضی پاشایی

c دانلود آهنگ جدید یاس میم مثل مرتضی

 

نام اصلی این آهنگ دلت دریاست می باشد که یاس برای علی کودک سرطانی خوانده است.

دانلود آهنگ جدید یاس میم مثل مرتضی

دانلود آهنگ میم مثل مرتضی یاس

بهمراه ویدیو کلیپ این آهنگ

دانلود آهنگ میم مثل مرتضی یاس

Download

دانلود کلیپ میم مثل مرتضی یاس

Download

 


برچسب‌ها: آهنگ جدید یاس, میم مثل میرتضی, آهنگ یاس برای مرتضی پاشایی
| چهارشنبه 28 آبان1393|11:10 قبل از ظهر | ąℳįŘ ⒪③ ⒪ |
مرتضی پاشایی

 

ث

 

یبل

 

ی

 

س

 

ث

 

مرتضی پاشایی


برچسب‌ها: مرتضی پاشایی
| سه شنبه 27 آبان1393|5:18 بعد از ظهر | ąℳįŘ ⒪③ ⒪ |
من از تمام آسمان یک باران را میخواهم…
از تمام زمین یک خیابان را…
و از تمام تو…
یک دست که قفل شود در دست من

| دوشنبه 26 آبان1393|8:4 بعد از ظهر | ąℳįŘ ⒪③ ⒪ |
اینجــا صـدای پـا زیــاد می شنــوم...!
امــا هیچکــدام تــو نیستــی ...!
دلــــــم ؛
خـوش کرده خــودش را بــه ایـن فکــر ؛
که شایــد ؛
پابرهنه بیایی ...


برچسب‌ها: عاشقانه های دلسوخته, amir 030, امیر دهقانی
| جمعه 23 آبان1393|6:24 بعد از ظهر | ąℳįŘ ⒪③ ⒪ |
اینجــا صـدای پـا زیــاد می شنــوم...!
امــا هیچکــدام تــو نیستــی ...!
دلــــــم ؛
خـوش کرده خــودش را بــه ایـن فکــر ؛
که شایــد ؛
پابرهنه بیایی ...


برچسب‌ها: عاشقانه های دلسوخته, amir 030
| جمعه 23 آبان1393|6:24 بعد از ظهر | ąℳįŘ ⒪③ ⒪ |

نگاهت که میکردم

میگفتم ...

شانه هایت

مرا از هر گزندی

در امانم میدارد

چه رویای شیرینی

از تو در ذهنم داشتم

نه حالا و نه روزهای بعد از این

از یادت غافل نخواهم شد

بدانی ... یا ندانی

دنیای من در وجودت خلاصه میشود ..


برچسب‌ها: شعر نگاه کردن, شعر عاشقانه
| سه شنبه 22 مهر1393|7:20 بعد از ظهر | ąℳįŘ ⒪③ ⒪ |
رقاص کـہ باشے ، دیگر آهنگ خاصے مــعنے ندارد
بـا هـر آهنگے بـاید برقـصے !!!

و ایـن روزهـا . . .
چه بـد آهنگــ هایـے مےزنـد روزگــــار ،
و مـن . . .
هر روز برایش مےرقــصم . . .!!


برچسب‌ها: رقاص, amir 030, روزگار تلخ, بازگشت دوباره, این روزها
| چهارشنبه 29 مرداد1393|0:38 قبل از ظهر | ąℳįŘ ⒪③ ⒪ |
ﺑﻌﻀﯽ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ...!
ﻓﻘﻄـ ﺁﺩﻡ هستند ،
ﻧﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻭ ﻧﻪ ﮐﻤﺘﺮ ...!

ﺍﮔﺮ ﮐﻤﺘﺮ ﺍﺯ ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻪ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻧﮕﺎﻫﺸﺎﻥ ﮐﻨﯽ ...
ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ شکسته ای !...
ﻭ ﺍﮔﺮ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺣﺴﺎﺑﺸﺎﻥ ﮐﻨﯽ ،
ﺁﻧﻬﺎ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﻲ ﺷﮑﻨﻨﺪ ..!

ﺑﯿﻦ ﺍﯾﻦ ﺁﺩﻡ ﻫﺎﯼ ﺁﺩﻡ ، 
ﻓﻘﻂ ﺑﺎﯾﺪ ﻋﺎﻗﻼﻧﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩ ؛
ﻧﻪ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ...!!!

| شنبه 21 تیر1393|5:34 قبل از ظهر | ąℳįŘ ⒪③ ⒪ |
قرارمان فصل انگور

شراب که شدم بیا

تو جام بیاور من جان

جام را خالی از جان کن

هراسی نیست...

فقط تو خوش باش

همین مرا کافیست...

 

| شنبه 21 تیر1393|3:52 قبل از ظهر | ąℳįŘ ⒪③ ⒪ |

| سه شنبه 26 فروردین1393|10:1 بعد از ظهر | ąℳįŘ ⒪③ ⒪ |

این روزا وقتی که آلبوم دلو وا می کنم

همه جا عکس قشنگ تو رو پیدا می کنم

حرفایی رو که برام دیکته می کردی یادته؟

حالا من جمله به جمله واست انشاء می کنم

ظهر یه روز تابستون تو قسم خوردی برام

که تو خوابم همیشه تو رو تماشا می کنم

تو داری با همه عشقت منو حاشا می کنی

باز دارم این همه ظلم تو رو حاشا می کنم

اگه یاد حرفاو خاطره هامون بذاره

بهار گم شدمو دوباره پیدا می کنم


برچسب‌ها: شعر عاشقانه, مطالب عاشقانه, شعر های احساساتی
| سه شنبه 5 فروردین1393|0:2 قبل از ظهر | ąℳįŘ ⒪③ ⒪ |

فقط بدون اگه می نویسم برای این نیست که کسی دردام رو بخونه فقط برای اینه که خفه نشم فقط همین ...

اسم و مطالب وبلاگم غمگینه چون من یه پسر افسرده هستم و اون قدر پیش همه گفتم که حالم خوبه هیشکی دردم رو نمیدونه من دارم یه گوشه اتاق جون میدم و دیگه هیچ رویا و ارزویی برام نمونده حالم داغونه همین ...

الان که دارم مینویسم چشمام پره اشکه ... ولی مجبورم هی پاکشون کنم تا هیشکی نبیندشون ...

جایی که من زندگی میکنم حتی حق غمگین شدن هم ندارم من حق هیچی رو ندارم !!!

اخه هیشکی دیگه دل داریم هم نمیده و همه فقط درد رو دردام میزاره !!!

نمیدونم شاید نبودنم بیشتر به نفع این دنیا و ادماشه ...

هیشکی منو درک نمیکنه نمیدونم شدم یه معادله ی چند مجهولی که از هیچ طریقی حل نمیشم ...

حالم تو هیچ واژه نمی گنجه فقط بدون دارم دق میکنم ... دارم دق میکنم !!!

خستم ... از همه ی گریه های بی صدام خستم ... از بس ابرو داری کردم و حرفامو تو دلم نگه داشتم خستم

خستم از همه ی شکست هام از همه ی تنهاییام دلم یه فریاد میخواد شاید سبک شم ولی ...

اینجا قانونش اینه : هیس!!! کسی که باخته فریاد نمیزنه ... درد میکشه !!!

قبلنا همه عشقم این وبلاگ و مدیریتش بود ولی الان باور کن نه عشقی برام مونده نه انگیزه ای ...

یه گوشه بی سر و صدا نشستم و زندگیم عین یه سریال غمگین هر روز برام تکرار میشه ...

انگار به کما رفتم و همه چی داره تموم میشه ...  اگه میتونی برای از کما در اومدنم دعا کن خیلی حالم بده

هیشکی پای درد دلم نمیشینه که مجبور میشم دردامو تایپ کنم من دارم پر پر میشم و هیشکی عین خیالشم نیست ...

من کم اوردم همین ... کم اوردم اره من ضعیف ترین موجود رو زمینم ... من باختم و دیگه حوصله ی ساختن ندارم

من تموم شدم تموم ... !!!

بچه ها بد مریض شدم چه روحی چه جسمی امروز بابام منت پول دارو هایی که برام خرید رو به سرم میزاشت ولی اینو نمیدونست که اگه یکم بیشتر بهم محبت و توجه میکرد این قدر داغون نبودم و هر روز از این دکتر به دکتر دیگه دیپورت نمی شدم !!!

| یکشنبه 3 فروردین1393|1:2 بعد از ظهر | ąℳįŘ ⒪③ ⒪ |